2- حدود سه دهه قبل که شبکه اینترنت چونان تارهای جادویی ارتباط میان کاربران را در سراسر جهان مغرورانه به نمایش گذاشت، گفته شد که این شبکه قریب 30 سال قبل از آن در قالب شبکهای داخلی (اینترانت) در سیستم نظامی ایالات متحده آمریکا (پنتاگون) مورد بهرهبرداری قرار می گرفت.
3- وقوع انقلابهای رنگی در اوکراین و گرجستان که عصیانی لجامگسیخته در هدایت لیبرال دموکراسی غرب پس از رهایی از دیوارهای آهنین بود، شبکههای اینترنتی بهویژه فیسبوک این تحولات را اعجاز در فضای مجازی و دیجیتالی نامیده، به نام خود مصادره کردند.
4- در سال 1384 و در پیوستن به دولت نهم بهعنوان وزیر امور خارجه، همکارانم در اداره کل اطلاعات و مطبوعات بولتن ویژه روزانهای حاوی اظهارات وزرای خارجه کشورهای مختلف پیرامون جمهوری اسلامی را برایم تهیه میکردند. جالب بود که برخی از وزرا این مطالب را در سایتهای شخصی خود قرار میدادند و جالبتر یکی از وزرای خارجه اروپایی (فنلاند) بود که بعضا اظهارنظرهای او در سیاست خارجی فنلاند متفاوت از مواضع کشورش بود.
وقتی در دومین روز تهاجم رژیم صهیونیستی به لبنان در جنگ 33 روزه با وی تلفنی صحبت میکردم، به شدت رژیم صهیونیستی را در این تجاوز محکوم میکرد. البته او از دوران دانشجویی دارای گرایشهای انقلابی بود و در سفر شاه ایران به کشورش رهبری اعتراضات دانشجویی نسبت به این سفر را برعهده داشت.
تصمیم گرفتیم با هدف پاسخگویی به اظهارات و همتایانم یا انتقال مطالبی به آنها یک وبسایت شخصی را راهاندازی کنم. این کار در سال 1386 صورت پذیرفت ولی به دلیل حجم انبوه فعالیتها، سفرها و... عملیاتی نشد.
5- پس از فراغت از آن مسئولیتها و نیز عبور از مشغله کار جمعی انتخابات مجلس نهم (جبهه متحد اصولگرایان)، اینک پایگاه اطلاعرسانی یا «وبسایت شخصی» فوق در نگاهی جدید و با هدف بیان دیدگاهها و انتقال تجربیات، ذکر خاطرات و ارتباط دو سویه با مخاطبان ضمن رصد شرایط کلی داخلی و خارجی که در آن هستیم، راهاندازی و عملیاتی گردیده است.
6- و کلام آخر آنکه اطلاعرسانی رسانهها چه در قالبهای اولیه و قدیمی تر آن و چه در نمادهای مدرن و دیجیتالی آن از دو لایه بیرونی یا شکلی و درونی یا محتوایی تشکیل میشود. یک خبر دارای دو بخش نهاد و گزاره است.
شکل یا قالب اطلاعرسانی با سرعت، فراوانی، تنوع و گستردگی مورد ارزیابی قرار میگیرد. کارتلهای رسانهای نوشتاری، شنیداری و چند رسانهای از دیرباز بر این اعتقاد بودند که اگر سریعتر و هر چه وسیعتر اخبار تحولات را در سطح جهانی پوشش دهند، نظرات و تحلیلهای خود را به مخاطبان تحمیل میکنند و در حقیقت سرمایه و تکنولوژی ارتباطات (یا به زعم آنان مؤثرترین ابزار قدرت) که همان لایه بیرونی کار رسانهای است، بر محتوای آن (چه حق باشد یا باطل، چه ظالمانه باشد یا عادلانه) اثر میگذارد. آنان در 6 دهه گذشته القا می کردند که قدرت غالب، منطق خویش را غلبه میدهد.
بر همین اساس انقلابهای رنگی را حاصل کار فیسبوک و ارتباطات چند رسانهای نظیر آن میدانند. البته طی سال های گذشته بهویژه یک دهه اخیر شاهد تحولی نویدبخش در بازخورد افکار عمومی نسبت به تزریق اطلاع رسانههای هدایت شده از سوی قدرتهای مسلط هستیم. در ذهن مردم جوامع مختلف اخبار به دو بخش واقعی و القایی تقسیم میشوند.
آنان از قدرت تشخیص در تفکیک این دو بخش خبری برخوردار شدند. این تحول را باید به فال نیک گرفت و از آنجا که امروز تولید سخن و خبر به برکت آگاهی و فناوری ارتباطات دیگر در انحصار کارتلهای رسانهای نیست و آحاد جامعه بشری میتوانند حتی در قالب وبلاگهای خود در این عرصه مشارکت داشته باشند، ضروری است که همگان بر محور حق و عدل و آرمانگرایی واقعبینانه در این آوردگاه حضور و تأثیر خویش را عرضه نمایند.